۱۳۸۹ شهریور ۲۱, یکشنبه

چرازندگي كسالت باروسخت شده

همواره تلاش مي كنيم تابهترزندگي كنيم. ولي گاه ازدستمان خارج مي شود. كي وكجا بهتر زندگي كنيم هميشه براي آينده نقشه مي كشيم واز حالا غافل مي شويم. براي فرداها مي اندوزيم براي فرداي بهتركار مي كنيم اين فردا كي مي رسد؟ مگرامروز فرداي ديروز نيست ؟وقتي به خود مي آييم كه جواني رفت وعمررفت ومامانديم با كلي حسرت ونااميدي....
همواره درصددايجادشرايط مناسب براي زندگي كردن در آينده بوده ايد. اگر آموخته باشيد كه چگونه زندگي كنيدوهماهنگ ودرست زندگي كنيد .اززندگي خودلذت مي بريد وگرنه خودواطرافيانتان را عذاب مي دهيد...بچه هارا نميگذاريم بچگي كنند... بازي رااز آنهامي گيريم براي آينده ي بهتر آنهاباعذاب بزرگ مي شوند.دربزرگي آينده اي كه ماترسيم كرديم نيست سرخورده وپشيمان پناه به اعتياد مي برند ...واقع بين باشيد .هرچيزي درزمان خود ارزش دارد. چه بسا بچه هايي كه بزرگ مي شوند ودربزرگي يادشان مي آيد بچگي كنند. پير مي شونددرپيري يادشان مي آيد جواني كنند... .فردي را ديدم درسن سي وهفت سالگي تنهادخترو همسر خود را رها كرد. تادوباره جواني كند ومي گفت من گناهي ندارم چون در جواني (18سالگي)بعلت كار زياد جواني نكردمحالابايدتلافي كنم آن بچه كه بي پدر بزرگ مي شود چه گناهي دارد؟

۱ نظر:

  1. دربزرگي آينده اي كه ماترسيم كرديم نيست سرخورده وپشيمان پناه به اعتياد مي برند ...
    چه نتیجه گیری جالبی! :))

    پاسخ دادنحذف